ساعت پنج صبحه و دخترم رو پام خوابیده :) بزارمش زمین باز بیدار میشه  در ۲۴ساعت گذشته یه ساعت به زور خوابیدم مغزم داغ کرده و رفتارام دست خودم نیست 

خدارو شکر که از این موضوع مطلعم و بیشتر مراقب خودم هستم تا بچه 

دعا کنید این بخوابه دیگه نمیتونم :(

....

قدیما فکر میکردم ازدواج کنم از تنهایی در میام ولی الان میبینم اصلا این طور نیست ، زنم همش خونه مادرشه 

نافه مارو با تنهایی بریدن 

بعضی وقتها میگم شاید خدا منو واس خودش نگه داشته ولی من قدر نمیدونم کاش اینقدر بزرگ بشم که جواب سوالمو پیدا کنم

دختر نازم به دنیا امد :) 

اسمشو میزاریم درسا 

انتخاب مامانش بود 

منم تسلیم :)

مرا به هیچ بدادی من هنوز بر آنم 

که از وجود تو مویی  به عالم نفروشم 

......

خیلی دلم میخواد اون مستی که مولانا چشیدو بچشم 

خدایا تو نامه نانوشته خوانی تا سخن ناگفته دانی 

من چه بگویم که ناگفتنش بهتر است 

که از این غافله عمر هیچ نماند ما  اندر خم یک کوچه ایم هنوز 

دریاب مرا یا ارحم االراحمین 




یکی از بزرگترین لذتایه من تو این دنیا اینه کهدر حال برگشت از کار یکم خوراکی بخرم بیام با خانمم با هم بخوریم و فیلم ببینیم

با خانمم اصلا سر  فیلم دیدن تفاهم نداریم 

ولی کی میدونه اگه یکی دیگه جاش بود شاید تو خورد خوراکم تفاهم نداشتیم

هر وقت حالم بد میشه 

دقیق رو خودم متمرکز میشم میبینم تهش مقصر این حال بدیم خودمم 

یک جنبه  منفی از شخصیتم مثلا غرورم یا تنبلیم یا خساستم یا امثالهم اسیب دیده که باعث ناراحتیم شده جالبه اگه بتونم این بعد منفی رو تمومش کنم دیگه دلیلی برا حال بدیم وجود نداره 

به امید اونروز