یه دایی دارم خیلی خوبه و دوسش دارم 

بر خلاف مادرم همه کاراش رو حساب کتابه

دو تا ماشین داره یه شاسی بلند و یه پیکان 

شب عروسی داداشم 

شاسی بلند داده بود پسرش که دخترا و زن داییمو بیاره خودش با پیکان از اون ته اروم می امد 

میدونید همین طوری داره شخصیت پسرشو  شکل میده که بعد خودش خانوادشو اداره کنه 

بعد مرگ بابام  مامانمم کاری ازش بر نمی امد  هم پیر بود هم از این خانمایه زرنگ نبود برایه همین اداره خانواده و همه سرمایه بابامو  سپرد به داداش بزرگم که 27سالش بود اونم اصلا سیاست اداره خودشم نداشت چه برسه به  خانواده همه رو به دو سه سال از دست داد کلا همه مارو هم نابود کرد خودشم نابود کرد

وقتی شب عروسی داداشیم این کار داییمو دیدم لذتشو بردم  

بلا یا مصیبت همش دریوریه 

در به دری و خاکبسری ادما همش به خواطر اعمالشونه  

بدیش اینه که ما خیلی وقتا چوب ادمایه اطرافمونو میخوریم و این خیلی بده 

خیلی درد داره به هر حال گوره باباشون : )))

راستی یادم رفت بگم دو تا بچه ها داییم پذشکی میخونند یکی شونم دکتر بیهوشی اتاق عمله 

مطمئنا خیلی باید یه ادم کارش درست باشه که بچه هاش اینقدر موفق باشند 



مژده مژده 

سایت نجباد باز شده :)))

یه رفیقی دارم چند سالی از خودم بزرگتره 

برج سه پارسال زمانی که فهمید من دارم درس میخونم امد پیشم درس بخونه 

خیلی سال پیش لیسانسشو گرفته بود تا الان چهار بار تو امتحان وکالت شرکت کرده بود ولی دریغ از یه نتیجه خوب 

سال ها با همون مدرک لیسانسش تو تهرون پادویه اینو اونو کرده بود ولی حمالی برا مردم فایده ای براش نداشت 

اسباس اسایه رو جمع کرد از تهرون امد شهرستون 

اینجام کار کاسبیش نگشت کلی ضرر داد 

صبحا پنج میامد باغ تا سه بعد ظهر درس میخوند سه تا هشتم میرفت سر کار دوباره فردا هم همین منوال 

وقتی از سختیایی که تو تهرون کشیده بود برام میگفت 

اصلا دل ادم  اتش میگرفت 

برج نه رفت امتحان داد 

رتبش تو کانون تهران 21شد 

الان شده وکیل پایه یک دادگستریه تهران 

خدارو شکر روزایه خوبش شروع شده 

وقتی ادم از ته دلش بخواد موفق بشه حتما میشه 

راجع به خود منم همین اتفاق افتاد 

بگذریم 

پنج شنبه ظهر زنگ زد گفت بیا بریم تهرون 

منم قبول کردم الان

دو روزه مهمونشم 

اینقدر خوش میگذره جاتون خالی : )

....

یک توصیه 

همیشه به چیزایه خوب فکر کنید 

و مطمئن باشید که بهترین اتفاقا براتون می افته


همش  پیش خودن میگفتم اینکه میگند اعصاب فلان کارو نداریم یعنی چی 

یعنی نمیتونند انجامش بعند؟

یعنی میخواند بهانه بیارند ؟ 

و..

بعد دیروز نشستم ساز بزنم  هر کار کردم نمیتونستم یعنی اصلا دستام هماهنگ نبود فقط میخواستم زود تموم بشه 

بعد فهمیدم میگند اعصابشو نداریم یعنی چی

.....

از اونروز که ریختن تو باغ اصلا نمیتونم تو باغ بند بشم :/

خیلی بده 

با کوچترین صدا بند دلم میریزه 

میگم یعنی کی میتونه باشه 

خدا بگم چکارشون کنه:/

چیزی که واقعا این روزا بهش نیاز دارم و نیستش 

ثباته :/

خیلی بی ثبات شدم