پیروز ظهر داشتم  با موتور می امدم باغ  یه  دفعه از چشمم شروع کرد اشک بیاد و  بسوزه  دقیقا عین حالتی که برق جوشکاری چشممو زده بود اصلا دیگه نمیتونستم جاییو ببینم 

الان فهمیدم نور خورشید چششمو زده .

دو روزه از چشمم اشک میاد و میسوزه 

دیروز یه عینک افتابی خریدم زدم خیلی بهتر شد 

خلاصه اگه کارتون تو افتابه حتما از عینک افتابی استفاده کنید اگه هم  خدایی نکرده مثل من شدید حتما برید دارو خونه قطره بگیرید استفاده کنید

.....

نتم فقط صبحاست 

دقیقا فقطم شبا حس نوشتن بهم دست میده خخخخخ

بعد اینم که بخوام بنویسم و صبحا بزارمش وب نمیشه یه جورایی وقتی که حسش نیست نوشته هامو میخونم 

حالم ازشون بهم میخوره خخخخ 

بعد بخوام بزارمشونم اینجا؟؟؟!!!!

یه پست اینستاگرامم میزارم یه گوشه کمی از سختیه امسال که گذشتو نشون میده 

دوست داشتین ببینید

ادرس:Ali Asghar Samandari

پیرو پست قبلی باید بگم یه هفته نمیشه این بچه رو تحمل کرد چطور میرند با یه دختر که ده سال کوچیکتره ازدواج میکنند و سی سالم با هم زندگی میکنند ؟ :))))

یه دوستی دارم هفت هشت سال از خودم کوچک تره 

اول بگم دوستی با کسی که سنش کمتر از ادمه واقعا سخته چون ادم باید بچه بازیاشو تحمل کنه  و این واقعا حوصله میخواد 

ولی در عوض دوستی با کسی که سنش از ادم بزرگتره خیلی بهتر و لذت بخش تره چون ادم از پختگیشون استفاده میکنه  و کلا  مصاحبت باهاشون لذت بخشه

بگذریم

این دوستم خیلی دهنش لقه

یعنی کافیه یه چیزی ازت بفهمه حالا چه بهش بگی چه خودش بفهمه 

چه بهش بگی به کسی نگو و این مثل یه راز بین خودمون باشه چه نگی 

میره همه جا پخشش میکنه 

نه اینکه بخواد مثلا زیر ابتو تو رو بزنه 

 این اخلاق کلا تو جودشه 

مثلا بخواد خودشو تو یه جمع مطرح بکنه یا توجه بقیه رو جلب بکنه 

سر اینرفتارش تا الان چند بار رهاش کردم ولی باز با شرمندگی برگشته :/

پسر خوبیه ولی اخه دوستی که نشه پیشش درد دل کرد 

دوستی که محرم نباشه به چه درد میخوره 

منم خیلی قبل تر مثل این بوده شاید ده یا دوازده سال پیش 

ولی الان دیگه این ظوری نیستما بیاید رازاتونو بهم بگید :)))))))))))))

بگذریم 

یه بار یه چیزی از گذشتش برام تعریف کرد که خیلی برام جالب بود چون دقیقا گذشته منم همین طوری بود 

جفتمون تو بچگی  و در  خانواده به شدت سرکوب شده بودیم 

و هیچ وقت بهمون اجازه حرف زدن نداده بودن 

نمیگم 100درصد دلیل این رفتار این بوده ولی فکر نکنم بی تاثیرم بوده باشه 


خبرهایه رسیده حاکی از اینه که سحر قریشی برایه دیدن مسابقات جام جهانی روسیه رفته 

خیلی نگرانم این اونجا مردایه  روسو نبینه منقلب بشه ابرومونو ببره خخخخخ

.....

چند وقته سعی میکنم که فعلا رو اخر جمله بکار ببرم 

نمیدونم چرا حس میکنم با اینکه دارم طبق دستور زبان فارسی مینویسم ولی جمله ها به نظرم مسخره میاد خخخخ