حالم از همه کسانی که این جنگا رو راه میندازن بهم میخوره
از همه احمقاییم که میرن واسه رفتن به بهشت همدیگه رو میکشنم بهم میخوره
حالم از همه اعتقاداتشون بهم میخوره
تا کی ادما باید بخواطر حماقت احمق ها بمیرند
احمق ها هنوز هم میخواهند از بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنند انگار ما لیاقت خوب ها را نداریم
این سرنوشت مردمیست که به نکبت عادت کرده اند
....
ملودی که رویه فیلم امیلی هست رو دان کنید و از گوش دادنش لذت ببرید :)
دوستی میگفت :
نباید اینقدر به فکر جایی باشی که میخوای باشی
که فراموش کنی از جایی که هستی باید لذت ببری
......
انجا که مردان کور کورانه حقیقت را دنبال میکنند ؛
بیاد داشته باش هیچ چیز حقیقت ندارد .
در جایی که مردان با اخلاقیات و قوانین محدود میشوند ؛
بیاد داشته باش هرچیزی مجاز است
.....
-تا الان رفتی شهر برا خودت یه خانم پیدا کنی؟
-نه من هیچ وقت واسه این کارا شهر نرفتم
مردی مثل من تنها زنی که گیرش میاد ،زنیه که باید بهش پول بدم و این درست نیست مثل خریدن گوشت میمونه
.............
این سه تا دیالوگ سه فیلم کاملا متفاوته بدلم نشست گفتم برا شمام بنویسم
دیالوگ اول ماله فیلمه پسنجره خیلی فیلم قشنگیه فکر میکنم برنده اسکارم شده حتما ببینیدش البته زبان اصلی :)
این هفته ساعات مطالعاتیم تنزل داشت روزی شش ساعت از فردا روزی ده ساعت باید باشه
انرژی هایه مثبتتونو برام بفرستین :)
اکثر ادما چون خیلی سخت به اید عال هاشون میرسند فکر میکنند فکر میکنند نهایت خوشبختیو بدست اوردند
بعضی ادما چون از کودکی تو یه شرایط خاص بزرگ شدند فکر میکنند که اون شرایط ایده عال ترین شرایط زندگیه مثل کامپیوتر که یه برنامه بهش میدی از وقتی که روشن میشه تا وقتی که خاموش میشه رو برنامش کار میکنه
بعضی ادمها هم میفهمند که شرایط زندگیشون خوب نیست ولی از تغیر میترسند واسه همین روال زندگیشونو طی میکنند بعضی ها هم دلو میزنند به دریا
سوار به امواج دنبال بهترین ها میرند دنبال چیزیایی که تا الان کسی بدست نیاورده
هزار جور میشه زندگی کرد هزار جور میشه زمین خورد هزار جور میشه بلند شد نمیشه طرز زندگی کردن کسیو نقد کرد یا که قیاس کرد چون شرایط ادما متفاوته و از این بالاتر ظرفیت ادما هم متفاوته ولی کسیم حق نداره از شرایطی که داره شکایت کنه چون خودش اون شرایط ساخته ولی افسوس که ما ادما دلایل ناکامیمون رو هر چیزی میدونیم جز خودمون
......
اگه کلاس سه تار نمیرفتم هرجوری شده یه پیانو میخریدم میرفتم کلاس پیانو
امشب چقدر حالم خوبه
امید وارم حالتون همیشه خوب باشه مثا امشب من حتی بهتر از امشب من
چند وقته تو باغ تنهام
امروز صبحیه خیلی دلم گرفته بود حوصله هیچ کاریو نداشتم حتی درس خوندنو
هرچی کتابامو عوض میکردم ولی بازم تاثیری نداشت
یه دفعه یاد بابا بزرگم افتادم
پیر مرد بعد مامان بزرگم چقدر تنهایی کشید هروقت چیزایی که مامانم میداد براش میبردم کلی اصرار میکرد بشین پیشم یه چایی بخور ولی ما که جوون بودیمو خام انگاری کار دنیا لنگ ماست نرفته تو راه برگشت بودم
حالا چی میشد بیست دقیقه نیم ساعت پیشش مینشستم ؟مطمینا وضعیتم با الان فرقی نمیکرد
کاش بیشتر پیشش میبودم
کاش بیشتر براش وقت میذاشتم
الان میفهمم چه حالی داشت
دنیا پر از حسرتاییه که میتونست وجود نداشته باشه