درد بیکاری میشینم شبا هری پاتر میبینم 

یه دیالوگ داشت میگفت:  کم کم به یه جایی میرسه که همه مجبور به انتخاب بین کاری که درسته و کاری راحت تره میشند .

یعنی کار درست همیشه سخته 

.

دوتا درد دارم یکی درد دست و دوم  دل درد و زخم معده 

واسه درمان دستم باید پروتئین و مسکن بخورم

برا درمان زخم معدم نباید پروتئین  و مسکن بخورم

کلا موندم چی بخورم چی نخورم 

واقعا اگه حالتون خوبه اگه درد نمیکشید 

احمقید اگه از هر ثانیه زندگیتون لذت نبرید 

دخترم بویه بهشت میده :)


دستم خیلی خیلی با اسید سوخته

خیلی وقت بود از شدت درد گریه نکرده بودم 

جسمی داغونم، ولی روحی ارومم نه استرس دارم نه اضطراب 

خدارو شکر راضیم به رضایه خدا 

امیدوارم خدا کمکم کنه همیشه همینطوری باشم

احتمالا بعد این قضیه دیگه صد درصد شغلمو عوض کنم 


میدونید من اصلا نمیتونم قلیون بکشم و ریه هام خیلی اذیت میشند

یه جا قلیون بکشند بلند میشم میرم ، بعد امشب دخترم قلیونو اورده داده دستم و به زور میگه بکش خخخخ

از صدا قل قلش خوشش میاد 

دیگه به زور چند پک کشیدم و فرار کردم 

زور هیچکی به ادم نرسه دختر ادم که میرسه :)) کاش همیشه دلخوشیاش در همین حد بمونه

چقدر هوا الوده بود ظهر تو خواب اینقدر سرفه کردم که چند بار بیدار شدم . 

ریه هام یکم ضعیفه ، یادمه از بچگیم یکی کنارم سیگار میکشید نفسم بند می امد بگذریم که الان خودم گه گاه یه نخ میکشم خخخخخ 

بعد ظهری که بارون امد هوا تمیز شدمرطوب شد  ، هوس سیگار کردم بعد دیدم ناشکریه ، خدا این بارون فرستاد تا هوا تمیز نفس بکشیم بعد ما دود بکنیم تو ریه هامون 

باید یه جوری فکر تعویض شغل باشم خیلی با دود لسید و ... کار داریم فکر میکنم شاید یکم نارسایی ریه هامم مال همین باشه 

واقعا شغلم خوبه و درامد خیلی خوبیم داره شاید درامدم یا یه دکتر برابری کنه ولی بدنم مهم تره 

نمیدونم گذاشتم ببینم نقشه خدا چیه من تسلیمم در درگاه احدیت

یعنی 

انشالله که باشه :)