توجه کردید  تو ایران هر موقع ورژن جدیدی چیزی میاد بیرون فوق العاده بی کیفیت تر از  مدل هایه اولیشه

کلا همه چیزمون برعکسه  :دی

...............

یه که میدونست من موسیقی کار میکنم امد پیشم گفت میخوام برم کلاس ویالو ن  استاد سراغ نداری؟

گفتم چرا میخوای بری ویالون

گفت پس چی برم؟

گفتم کمانچه

گفت چی هست ؟

براش نیم ساعت توضیح دادم چند تا کلیپ نشونش دادم اصلا دیونه کمانچه شد

فقطحیف که هر چقدر که تو شهرمون سراغ گرفتم یه استاد خوب کمانچه  براش پیدا نکردم

دلم سوخت که چرا اینقد این ساز زیبایه ایرانی مهجور مونده در عوض ساز معادل خارجیش اینقدر طرف دار پیدا کرده

به امید روزی که خودمون و فرهنگمون رو بهتر بشناسیم

........

یه رفیقام که پدر بزرگش چند وقت پیش فوت کرد

تعریف میکرد که پدر بزرگش چند روز قبل فوتش وقتی اکثر فرزنداش دورش بودند براشون تعریف کرده

که یه روز وقتی  داشته با گوسفنداش از یه کوچه باغ عبور میکرده یه نفر دیگه هم با گلش از روبه رو امده

اتفاقی یکی از گوسفندایه اون فرد داخله گله پدر بزرگش میشه

و پدر بززرگش با اینکه متوجه میشه هیچی نمیگه و قضیه  تموم میشه

الان بعد شاید سی سال عذاب گرفته بود که چرا اون گوسفندو پس نداده بود

چند روز بعدم مرد پروندش بسته شد در حالی که پول صدها گوسفند داشت

کاش ادما میفهمیدند که اخر عاقبت هممون اینه میبینند ولی باور نمیکنند که یه روزم نوبت خودشونه

اگه درک میکردند مطمئنا دنیا جایه زیبا تری میشد

همیشه از اینکه اخر عمرم متوجه بشم یه عمر راه کج رفتم ترسیدم

خدایا کمکمون که خودمونو به یه گوسفند نفروشیم



چند شب پیش داشتم برنامه خندوانه رو میدیدم اخر برنامه مجری  برنامه در مورد کمک به 400هزار کودک هموطن سخن گفت حتی غذایه خودن هم نداشتند :|

یاد سخنان اقا افتادم که فرموندند بچه بیارید که تعدادمون داره کم میشه

من هیچی ندارم بگم

..........

یه رفیقی دارم داره واسه لیسانس دانشگاه ازاد درس میخونه

این هر موقع می امد کارگاه پیشه ما بهش میگفتم مهندس کیف کنه

این دفعه امد به اسمه کوچیک صداش زدم انگار بهش فحش دادم 

گفتم خودمون مهندست کردیم که لعنت بر خودمون باد

اگه نه تو همون امیر خودمون بودی

..................



یه فیلم امریکایی دیدم  توش یه بازیگ در نقش یه ابرانی بازی میکرد چیزی که برام جالب بود

اینکه دیگه نقش تروریستها  و تندروهایه دینی رو بهمون نداده بودند و با یک درجه تخفیف نقش یه کلاه بردار حرفه ایه دوست داشتنی رو طرف داشت :)

من به این راه ایمان دارم:))


من اگه میفهمیدم بابایه من تو سنه پنجاه سالگی و بعد هفت تا بچه دیگه منو میخواست چکار ؟خوب  میشد 

درد از دلم زیاده شاید همین روزا یه پست زدم کلی درد دل کردم براتون

...........

تو جمع همکارامون یکی گفت  اره یه خانمی هست چند وقته گیر داده باهام دوست بشه هر چقدرم کم محلی میکنم از رو نمیره  اون یکی گفت خب باهاش دوست شو یه نگاه بهش کردم گفتم خانم داره اگه خانمش بفهمه مشکل ایجاد میشه گفت داشته باشه مشکلی نیست یه جور رفتار کنه  خانمش نفهمه  گفتم  اخرش میفهمه  زندگیشون از هم میپاشه

خوبه خانمشم بره با یکی دیگهدوست بشه   گفت این نمیشه غلطه گفتم چرا؟  گفت  تو قران امده مرد تا چهار تا زن میتونه داشته باشه چون تنوع طلبه ولی زن این حقو نداره گفتم نه خدا نه اسلام نه قران راضی نیستند که زندگی اینا خراب بشه اینطوری خراب بشه

دیگه زبونش از اراجیف گویی بسته شد مشاالله همه هم عالم فیلسوف شدند جایی خوندم از نشانه هایه کشور هایه جهان سوم اینه که هر کسی تو هر چیزی که اطلاعات نداره اظهار نظر میکنه  بابا بلد نیست قران چند سوره داره ازش حکمم صادر میکنه

.......

اولین نکته در خوب صحبت کردن 

توانایی در خوب شنیدن هست:)

یعنی کافیه به اندازه نیم قدم پامو کج بزارم طوری پس گردنی میزنه که با سر بخورم زمین جالبیش اینه که بعد خودش دستمو میگیره بلندم میکنه 

این خیلی خوبه یعنی هواسش بهم هست یعنی دوستم داره و براش مهمم 

خدایا منم عاشقتم 

منم دوستت دارم

........

یه همکاری داریم اینقدر پسر خوبیه اینقدر پسر گلیه 

خیلی خیلی خوش اخلاق همیشه خنده رو  پر انرژی با اینکه وضعشون خیلی خوبه ولی خیلی  خاکیه

اهله هیچ نوع خلافی نیست دو کلمه که باهاش حرف بزنی کاملا به شخصیتش پی میبری یعنی پاک ترین همکارمون اینه

حالا یه خانم داره حس میکنم از اخلاق خوب این سو استفاده میکنه مثلا  شبها که می امد باشگاه میگفت خانمم گفته تو میری باشگاه خوش میگذرونی امدی خونه باید مراقب بچه ها باشی تا من راحت باشم  نمیدونم  اگه خدایی ناکرده مثلا مجردی بره بیرون دیگه یقینا حکم مرگه حالا دو هفتس این رفیق ما با ما میاد باشگاه نشده یه بار لباس ورزشیاش تو این دو هفته شسته شده باشه نمیدونم  چندشش نمیشد اگه خانمش شاغل بود  این طرز برخوردش  برام مقبول بود ولی الان اصلان نمیتونم درکش کنم

امروز زنگش زدم میگه میزنم بلنگو باهام حرف بزن وگرنه بعدا کتک میخورم البته قسمت دوم حرفش شوخی بود ولی اخه  واقعا اون خانم لازم بود صدایه منو پشته بلنگو بشنوه تا باور کنه اگه اینقدر به شوهرت اعتماد نداری  سفره این زندگی رو جمع کن  من اگه جایه دوستم بودم واقعا از این کار ناراحت میشد

این دو مورد از ده ها موردی هست که این چند وقت از زندگی شون  دیدم  دیگه امروز با ابن کارش صبرم تموم شد امدم اینجا تخلیه روانی کنم:دی

.....

چقدر با گوشی اپ کردم سخته




 1.من اشتباه کردم عذر میخوام .


یه جمله پنج کلمه ای که هر کسی جرات به زبون اوردنشو نداره

کلید  حل خیلی مشکلات  ولی غرور  نمیذاره ازش استفاده کنیم

بعضیا حاضرن ساعت ها بحث کنند مجادله کنند حتی دعوا کنند فلسفه ببافند   که قبول نکنند اشتباه کردند

امید وارم هیچ وقت  درگیر چنین ادمایی نشین

........

2.امروز یه همکارایه قدیدمم و دوست فعلیم امدم دنبالم

پشته شیشه ماشینش نوشته بود بیاد حمید عزیز

پرسیدم حمید کیه

گفت دوسته قبلیمه  چند سال پیش  به رحمت خدا رفته

 پیش خودم گفتم معرفت یعنی این

..........

3.دیروز باغ بودم یه دفعه قلبم گرفت

شدت ضربان قلبم چند برابر شد

صدایه ضربان قلبمو میشنیدم

بی اختیار افتادم یه ربع دراز کشیده بودم :|

تا به حالت نرمال برگشت

تو مسافرتم چندبار اینطوری شدم

باید حتما یه دکتر برم

........

میشه گفت امروز اولین بارون پاییزی امد :)

هوا بسیار عالی و دلچسب بود :)

باب یک پیاده روی :)