مسافرت خیلی خوب بود خیلی خوش گذشت جاتون خالی

صدایه امواج زیبایی جنگل فراموش کرده بود 

خیلی لذت بخش بود

یه تجربه جدید 

چند روز جنگل پیمایی داشتیم 

همراه با میوه هایه جنگلی سیب

 الوچه ترش:)

 به

 گردو فندوق:)

خیلی خوش گذشت جاتون خالی عکسامو تو اینستا میذارم :)

......

مهم نیست کی هستی و چکاره ای مهم اینه که بهترین باشی :)

یه همکارامون چند روز پیش امد تو کارگاه گفت یه دوستام پس فردا شب عروسیشه  

امروز امد در مغازه گریش افتاده بود گفت پدر دختره عروسیو بهم زده کلا هممون جا خوردیم اخه جاهاز عروس خانمم چیده بودند اخه چرا پدر دختر عروسیو بهم ریخته؟ خیلیا همونجا حکم به جنون پدر عروس دادند

اما کاملا معلوم بود این عکس العمل یه عمل بوده بهش گفتم  خانواده دختره هم میشناسی گفت اره فامیلیم 

گفتم یه سوالی هم از اونا بکن

فرداش امد گفت پدر داماد از دختره  یواشکی پدر مادرش کاغذ گرفته بود که یه قسمت زیاده مهرمو بخشیدم  دختره هم واس اینکه زندگیش از بین نره قبول کرده بود قضیه هم لو رفته بود و.....

پسره هم حالا بعد این همه قضیه انگار  کلا دختره رو فراموش کرده دختره هم داره دق میکنه

من الان هیچ کاری با نامردی پدره بی وفایی پسره

 حال دختره عکس العمل پدرش ندارم

چیزی که منو ناراحت کرد دید کسانی که این قضیه رو میدونستن به اون دختر بود حالا نه اون دختر کل دخترایه سر زمینم  جوری در بارش حرف میزدن انگار ایدز گرفته انگار چه گناه نابخشودنی انجام داده همش میگفتن وای حالا اسم پسره روشه اگه طلاق بگیره بد بخت میشه ترش میشه دست خورده میشه  حالا هزار تا حرف براش میشه نمیدونم فلان میشه بهمان میشه :(

خاک بر سرتون کنم با این فکراتون حقتون همین بلاهایی که سرتون میاد این چه افکاریه :/

این رفیق ما میخواست بره اشتیشون بده گفتم این پسره بدرد نمیخوره  اون دخترا  واسه حفظ زندگیش همه توانشو گذاشت ولی پسره حاضر نیست  یکم خلاف  حرف نا حق باباش عمل کنه 

از نظر من  تو این قضیه دختره از پسره مرد تره 

...... 

یه خسته نباشید بگم به همه اونایی که مطلب بالاییو خوندن:))

خسته نباشی دلاور

خدا قوت پهلوان 

.....

ورزش جسم ادمو سر حال میکنه موسیقی روح ادمو 

اینا تجربسا دسته کم نگیرید:))

..... 

قرار بریم مسافرت

جاده هایه شمال محاله یادم بره 

اون همه شور حال محاله یادم بره :)

جایه همتونو خالی میکنم:)

فعلا:*

1.یه همکاری داریم قبلا تو هیئت علمی دانشگاه بوده الان باز نشسته شده بسیار ادم فرهیخته و با سوادی هست صحبت کردن باهاش خیلی لذت بخشه 

چند وقت   پیش که امده بود کار گاه میگفت اگه جهان دیگه ای در کار باشه اگه در پیشگاه نبی اکرمی در کار باشه ما باید جواب شما ها رو با این انقلابی که کردیم بدیم  

خودشونم فهمیدند چکار کردند

تقریبا هر کسی که تو این رنج سنی دیدم  به اشتباهی که سال57کرده بود پی برده بود ولی اینکه  خودشونو در قبال گندی که زدند  مسئول بدونند  خیلی جرات میخوا که خیلیاشون ندارند

.......

2.کامپیوترم ویروس گرفته یعنی ویندوزش نابود شده دیگه بالا نمیاد :دی

مجبور شدم با گوشی اپ کنم :)

اگه غلطی چیزی داشت ماله اینه:)

....

3.چند شبه شبها خوابم نمیبره:/

باید چاره ای اندیشید :/

.....

4.وبم هزار تایی شد:)

....

5.امروز ظهر توسط مادر جان برایه

جمعه پایه یکی از چاه هایه ابه منطقمون به صرف شست شویه  اسباب اثاثیه منزل  رزرو شدیم:)) 


امروز روز نظافت بود :)

مادرم تقریبا سالی دوبارخونه رو  نظافت کلی میکنه امروز نوبت اشپز خونه بود قبلا این کار تمام کمال دست خواهرامو میبوسید:دی

امروز از بالا دستور رسید  که پسرا هم باید تو این کار کمک کنند  این شد که ماوارد کار شدیم:)

کلا دو ساعت طول کشید بسیار لذت بخش شیرین بود :)

عاشق انجام دادن کارایه خونم :)

......

چقدر  حسه خوبیه اینکه به کسی بدهکار نباشی مدیون نباشی کاش همینقدر که دلم از خودم راضیه خدا بنده هاشم ازم راضی باشند

دیروز یه همکارامون امد پیشم گفت فلانی رو میشناسی

گفتم اره

گفت امده خواستگاری یه اقوام ما اول بار ردش کردند ولی  اینا چند بار امدند رفتند  تا قبول کردند

بعد یه مدت یه دفعه گفتند ما نمیخوایم رفتند حالا اینا میخواند بدونند ایا دخترشون مشکلی چیزی داشت  که قضیه رو رها کردند

تو میتونی یه جور که نفهمه ازش بپرسی قضیه چی بوده

من گفتم حالا یه تلاشی میکنم تا ببینیم چی میشه

خلاصه پسره امد پیشه ما گفتم فلانی پیر شدی هنوز ازدواج نکردی!

گفت چرا یه جا رفتیم دختره هم خیلی خوب بود گفتم وضعیتش چطوری بود گفت درس خونده بود یه دفتر بیمه هم از خودش داشت دختر خوبی بود گفتم پس چرا ازدواج نکردید مشکل چی بود؟ گفت دوتا مشکل داشت یکی  اینکه من ازش خیلی بزرگتر بودم  دوم اینکه هر چی بهش میگفتم میگفت باشه من میخواستم یکی باشه که بتونم بهش تکیه کنم  این این طور نبود

تا الان همه چیز شنیده بودیم الا این

گفتم خب تو همسر نمیخواستی شوهر میخواستی :دی 

.........

دیشب تو عروسی جو گیر شدم  دامادو گذاشتم رو شونه هام الان گردنم درد میکنه :|

یکی نیست بگه اخه مگه دیونه ای :|