همیشه که قرار نیست پشت هر حرفی هر عملی یه نکته مخفی و فوق العاده بد نهفته باشه
اگه قرار باشه که ما هر برداشتی خودمون خواستیم از حرف طرفمون بکنیم و خودمون حکم ببریمو اجرا کنیم
که زندگیمون زهر مار میشه
ادمایه زرنگ و باهوش وقتی یه چیزیو میشنوند تا وقتی که کامل از مقصود طرفشون مطلع نشدند هیچ عکس العملی نشون نمیدند
بگذریم که اصلا خیلی وقتا با اینکه مقصودم میفهمند باز هم سکوت میکنند ندید میگیرندش که این نشان از بزرگیشونه
هرچی میخوام بنویسم فورا یه چیز دیگه میاد تو ذهنم که مورد اولو نقض میکنه
این چند خطم ده بار نوشتم پاک کردم تا این شد :|
کاش تونسته باشم منظورمو برسونم
.......
با اینکه دستپخته خواهر بزرگم بهتره تا مامانم
ولی من عاشق دستپخته مامانمم
چون با عشق کارشو انجام میده
دلم میخواست اپ کنم ولی چیزی برایه گفتن نداشتم :)
فقط امدم بگم دلم براتون تنگ شده بود
و بیادتون هستنم
دوستانه مجازیه خودم
چقدر دلم براتون تنگ شده بود :)
خیلی وقت بود میخواستم اپ کنم ولی موقعیتم و کارهایی که داشتم مانع از این کار شده بود
یه اتفاق برام افتاد که دیدم حتما باید بیام در بارش بنویسم:)
من حدود پنج ساله میام نت با اینکه تو وب سایته شهرمون عضوم و خیلی دوست تو دنیایه مجازی هیچ وقت خارج از نت با دوستان نتیم ملاقات نداشتم به جز یه نفر که ارامش الانم رو مدیون ایشون میدونم
چند سال پیش با یه پسری تو وب سایت شهرمون اشنا شدم حدودا دو سالی با هم دوست بودیم
خیلی با هم تو یاهو چت میکردیم حرف میزدیم در باره همه چی
خیلی اسرار داشت که همو ببینیم ولی من بر اساس تفکرات غلط یا شایدم درستم هیچ وقت قبول نکردم چند بار شماره داد ولی هیچ وقت من بهش زنگ نزدم :))
تا اینکه گذشت گذشت ما از هم دور دورتر شدیم که اگه الان بخوام تو نت پیداش کنم فکر نمیکنم بتونم این کارو بکنم
قسمت جالبش از اینجا شروع میشه که من دیروز تو یه جلسه شرکت کردم یکی از دوستان تازه وارد که باهاش تو اون جلسه اشنا شدیم
هی به من میگفت تو چقدر چهرت اشناست
من تورو یه جا دیدم
چرا اینقدر اشنایی :)
بعد که رفتم من به اسم فامیل ادرسش توجه کردم دیدم بعله خوده دوسته منه :)
برام خیلی جالب بود که با اینکه عکس منو ندیده بود چرا اینقدر فکر میکرد من اشنام :)
بعضی ادما یه طوری این توافقات رو دنبال میکنند
که انگار قراره بعد توافقات ایران مدینه فاضله بشه :|
نه جانم اینا هرچقدر تا الان به فکر رفاه حال منو تو بودند از این به بعدم هستند !
همین امشب اخبار به نقل از وزیر صنایع میگفت قرار 17 قلم از اجناس اساسیه کشور 6 درصد افزایش قیمت داشته باشه
این گفت 6 درصد ولی خدا کنه بالا 60 درصد نشه :|
بعضی ادما هستند
به حرف هایی که خودشون میزنند هم
معتقد نیستند
اینا حال بهم زن ترین ادمایه رویه زمینند
.
یه پسره چند ماهیه امده شاگرد یه همکارا شده 19 سالشه پارسال عقد کرده
سربازیشو معاف شده
تا چند وقت پیش هر موقع می امد پیش ما از خوبی خوشی هایه دوران عقد تعریف میکرد
دیروز امد گفت پسر خسته شدم مواظب باش هیچ وقت ازدواج نکنی
میخواستم برگردم بهش بگم تا دیروز که داشتی عشق حال میکردی خوب بود حالا که تشنگیت رفع شد !بد شد ؟
دیدم خودش واقعا مقصر نیست یه نگاه بهش کردم یه اهی کشیدم گفتم از جلو چشمم دور شو :|
.
بخشیدمت به شرطی که تموم حرفایی که بهت زدم بین خودمون بمونه