دوستم یه دستی رو بز میگشید میگفت اکبر چطوری بعد یه بوسش میکرد یا یه دفعه پستون یه بزو میگرفت میگفت قاسم بیا بدوشمت و...
گفتم قضیه چیه گفت اون بزه مثل اکبری دوستم پیشونیش بلند میبینمش یاد اکبر می افتم
اون یکیم قاسم شاگردم خیلی دوسش داشت و...
موندم حالا اسم منو رو کدوم یکی گذشته : )))))))
.......
یه راه خوب واسه تصمیم گیری پیدا کردم
هر وقت واسه انجام کاری مردد بودید فکر کنید شما اون کارو انجام دادید و ده سال گذشته تو اون حالت حسه خوبی دارید یا بدی اگه حستون خوبه یعنی اون کارو انجام بدید اگه هم نه که معلوم نباید انجامش بدید
البته این روش پیشنهادیه نتایجش به خودتون مربوط میشه : )
فردا اولین قسمت فصل هشت سریال گیم اف ترونز میاد : ))
خوشحالم مثل بچه ای که قرار فردا براش الوچه بخرند : )))
پسره یه پارتنر برا زبانش داره
یه پارتنر برا کوه نوردیش داره
چندتایی هم داره خر وقت حوصلش سر میره باهاشون میره گشت گزار
بعد با یه حالتی که انگار بدبخت ترین ادم رو زمینه امده به من میگه دادا دلم دوس دختر میخواد خیلی تنهام
من :/
پارنتراش :O
دلم : (
تنهایی:@
بازم من : ((
اژدهایه 15 کیلویی از وقتی از شمال برگشتن جلویه درو میگیره میگه پول بدید تا بزارم رد بشید
به مامانش میگم اینو از کجا یاد گرفته
میگه از عوارضیا : ))))
شاگرد آهن فروشه یه همکلاسیا دبیرستانمه
صبحیه زنگش زدم گفتم این فاکتورو برام بفرس
گفت باشه
گفتم خب حساب کتابامو بکن تصفیه کنم
یه ربع بعد زنگ زد گفت یک نیم بدهکاری
گفتم خب شماره کارت بده
شماره کارت خودشو داد قطع کرد
خودم نشستم یه حساب کردم دیدم خونه پرش یه تومن دیگه بدهکار میشم
امروز درمغازشون رفتم گفتم فکر کنم اشتباه حساب کردی. به یه حالت طلبکارانه ای برگشت گفت تو درسشو حساب کن ببینم چطوری حساب میکنی
حساب کردم گفتم یه تومن بدهکار میشم
ماشین حسابو گرفت یهبار دیگم خودش حساب کرد دید درست میگم هیچی نگفت یه تومنو دادمو امدم
حالا نتیجه به اینکه در بهترین حالت که بگیم این دوست ما سهوی اینکارو کرده هواستونو جمع کنید حتی تویه ریزه ترین کارها اگه یکم نشی بازی در بیارید یا فکر کنند ناشی هستید سرتون کلاه میرهء