دیدین پیر مرد یا پیر زنا خیلی غذا ها رو نمیخورند میگند 

بهمون نمیسازه حالا نقل من شده 

یه مدت بود بد قلبم درد میگرفت هعی تیر میکشید 

نمیدونستم دلیلش چیه ؟دکترم رفتم چیز خاصی نگفت 

بعد یادم امد مامانم فلفل نمیخوره میگه قلبم درد میگیره 

منم که کشته مرده فلفلم : ))

فعلا  یه چند روزی ترک عادت کردیم : ))

خیلی بهتر شدم 

خلاصه در عنوان جوانی پیر شدیم :))

......

چقدر دلم یکیو میخواد باهاش حرف بزنم 

ترجیحا جنس مخالف : ))

و از خودم پخته تر 

یه نفر که ....

...

ترانه لیلایه من از سالار عقیلی  رو گوش کنید قشنگه

با دوستم که حرف میزنم غربت رو تو صداش تو رفتاراش تو حرفاش حس میکنم 

میخواد بگه حالم خوبه و اینجا همه چیز اوکیه ولی غربتو تو چهرش میبینم :/

 خدا لعنتشون  کنه

حیف این جووناس :/

...

پیشنهاد میکنم فیلم هزار پا رو ببینید 

داستانش تکراریه 

ولی خب یه غذام وقتی دو تا اشپز مختلف میپزنش مزش فرق میکنه : )

پانزده کیلو و سیصد گرم با لباس

 نشستی میدوه میاد یه لیوان اب میریزه روت 

تلوزیونو خاموش میکنه 

گل ها رو میکنه 

رو فرشیا رو جمع میکنه 

و....

سه سالشه و پانزده کیلو سیصد گرم با لباس 

ابر میبارد 

من میشوم از یار جدا 

چون کنم دل به چنین روز

ز دلدار جدا 

ابر باران منو یار

ستاده به ودا

من جدا گریه کنم 

ابر جدا

یار جدا 

......

رفیقم واسه تحصیل رفت برزیل 

از دوم دبیرستان با هم بودیم 

یکی از کامل ترین ادمایی بود که تا الان دیده بودم 

با اینکه از رفتنش ناراحتم ولی از یه طرفم براش خوشحالم 

امیدوارم اون زندگی که لایقشه رو بتونه برا خودش بسازه

.....

اول بگم اندازه یه دنیا دلم براتون تنگ شده بود و میخواستم یه متن بنویسم ولی خب حسش نبود یعنی چیز خاصی برایه گفتن نبود 

نه که الانم باشه ولی خب دلم تنگ شده بود 

چکار میکردم ؟:)