حدود چهار ماه پیش تنهایی باغ داشت دیگه دیوونم میکرد  اساسمو بستم رفتم خونه حدود دو ماه وضعیت خوب بود تا اینکه یه دفعه زده شدم  واسه یک ماه کلا درسو کنار گذاشتم افتادم تو یه باطلاق که معلوم نبود تهش کجاست 

بدیش این بود هیچ کس یعنی هیچ کس بهم یزره امید نمیداد بد تر از همه نگاهایه مادرم بود یه جوری نگاه میکرد انگار 

 یه میلیارد چک برگشتی دارم الانم میاند دسبند میزنند میبرنم زندان زنمم داره طلاق میگیره  خخخخخ

خیلی بد بود 

داشتم با سر میرفتم تو بد بختی تا اینکه یه دوستام بعد دوسال زنگم زد 

قبلا اخلاقش خیلی بدرد نخور بوددوسال پیشم سر اخلاقش یه سنگ گذاشتم روش 

زنگم زد امد دنبالم بردم بیرون 

باهام حرف زد خیلی مرد شده بود اخلاقش کلا عوض شده بود  خیلی حالمو خوب کرد. امدم خونه اساسمو بستم باز امدم باغ شروع کردم مثل قبل بخونم

عهد کردم اگه از گشنگی هم مردم تا  به هدفم نرسیدم پامو خونه نزارم بعضی وقتا که به درد اجبار 

 واسه حموم یا ... میرم خونه  واسه هر ده دقیقش اندازه یه ساعت طول میکشه حالم باز خوب بشه کلا نمیدونم چرا اینقدر تو نظر خانوادم من دارم بد بخت میشم خخخخخخخ

یعنی  موندم من باید برم روان پذشکی یا اینا خخخخخخخ  

الان فقط اهنگ شاد  قدیمی گوش میکنم هرباریم یه نخ سیگار میکشم خخخخخ کلا پسر بدی شدم خخخخ 

کلا  الان درس خوندن داره بهم حال میده : ))))

راستی یه کار نیمه وقت پیدا کردم برم حقوقش خوب بود ماهی هشت صد تومن میشد بگیرم ولی یه دو تا  دوستا دیگم منصرفم کردند 

یعنی خودمم دیدم من که اینقدر دارم که حالا حالا ها بخورم واسه چی خودمو اذیت کنم : )))

جایه کار یکم تفریح میکنم  که بهتر بتونم درس بخونم 

یه خبر خوبم بهتون بدم 

امروز بعد چند ماه دوازده ساعت درس خوندم : ))))

بزنید به تخته چشم نخورم با این فرمون تا کنکور جلو برد دارقی با کنکور تصادف میکنم دخلم میاد خخخخخ

خیلی وقت بود نگفته بودم دارقی خخخخ

فکر کنم از تو واژه کلمات داره پاک میشه 

راستی برا باغ انواع ادویه هارو گرفتم  غذا که درست میکنم میریزم روش آی خوشمزه میشدو راستی  اگه الویه درست کردید حتما روش از اینا که رو باقالی میریزند(اسمشو نمیدونم : ))))بریزید بخورید خیلی خوشمزه میشه : )))

در اخرم برید یکم اهنگ قدیمی شاد گوش کنید رو بشید این جدیدا شاداشم ادمو گریه میندازه خخخخ

بازم براتون مینویسم فعلا :*********

راستی یادم رفت الهی م قوربونت برم خداجون 

سلام من به تو یار قدیمی 

منم همون هوادار قدیمی 

....

هنوز همون خراباتیو مستم 

ولی بی تو سبویه می شکستم 


چقدر دلم براتون تنگ شده بود : )))

دیگه اینجا رو نمیبندم : ))

اینقدر خودمو محدود کردم واسه درس خودن که زده شدم 

امروز تصمیم گرفتم حصارا رو بشکنم : )))

های الان  دارم نفس میکشم : )))

...

برا دختر یه اقواممون خواستگار امده دیشب زنگ زدبراش تحقیق کنم آخه

خواستگاره از همکارا  ماست 

خلاصه امروز زنگ زدم اینور اونور پرس جو میگفتند پسر خوبیه فقط هرباری سیگار میکشه میدونم اگه این حرفو بزنم ممکنه ردش کنند ولی اخه مگه سیگار چشه تعجب میکنم وقتی میبینم مردم با قلیون اینقدر ساده برخورد میکنند ولی با سیگار یه جور برخورد میکنند انگار طرف تریاکیه :  )))))

درست غلط شو نمیدونم ولی به جا اینکه بگم سیگاریه میگم هرباری قلیون میکشه : ))))

دیگه خودشون میدونند : ))))


من اسیر سایه های شب شدم 

شب اسیر تور سرد آسمون 


پابه پایه سایه ها باید برم 

همه شب به شهر تاریک جنون 


این دوبیت از ترانه زیبایه فرهاد به نام اسیر شب تقدیم به شما 

..........

اینم یه شعر زیبا از حضرت حافظ

میدونم همتون اینشعرو بارها خوندین ولی خوب فکر نکنم دلنشینی خودشو از دست داده باشه حتی اگه هزار بارم خونده باشینش پس اگه شروع به خوندنش کردین تا پایانش برین

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت

با من راه نشین باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه کار به نام من دیوانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد

صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع

آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

 

مهم نیست

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

دیشب بعد مدتها خواب دیدم 

خیلی خوب بود اول بار خواب دیدم رفتیم تویه جنگل کوهستانی تو دامنه کوه ایستاده بودم به فاصله چند متد دور تادورم پر از درختایه بلند بود خورشید پشت ابرا بود و حالت سایه بود هوا اینقدر مرطوب بود که میشد شبنم رو  رویه گونه هات حس کنی و بهتر از اینا حسه خوبی بود که داشتم 

دیدین بعضی وقتها همه چیز فراهمه ولی دله ادم شاد نیست خوش نیست خیلی وقته دله من اینطوریه ولی دیشب اینطوری نبودم 

بعدش نمیدونم چی شد از خواب بیدار شدم دوباره که خوابیدم رفتیم یه کشورایه اروپایی سوار کالاسکه شدیم 

زمین سنگ فرش بود چراغهایی به ارتفاع چند متر که پایه هاشون برنگ  سیاه بود دوطرف خیابون بودند پشت تیرا به فاصه چند متر ساختمون هایی به ارتفاع حدود هفت هشت متر با نمایه سنگ بودند بارون امده بود و همه جا خیس بود چراغا کالاسکه سنگ فرشا نماهایه ساختمونا  و... هوا هم خیلی دوست داشتنی و عالی بود  جاتون خالی خیلی خوش گذشت 

کاش هر شب از این خوابا ببینم : )