حسه قمار بازیو دارم که حاضر نیست رو خودش شرط ببنده
به نظرتون این ادم برندس ؟
از بچگی هم همین طور بودم برایه بقیه بیشتر از خودم مایه میذاشتم
خیلی دنبال علت این امر تو گذشتم گشتم ولی چیزی پیدا نکردم
.....
امروز از حوزه ازمون که امدم بیرون اعصابم خورد بود
کلی بخونی بعد بری ازمونو بد بدی نمیریزدت بهم ؟
یه دفعه یه نفر بهم سلام کرد قبلا یه بار موقع مشاوره دیدمش
میون اون همه غریبه یه اشنا حتی به اندازه یه سلام خودش غنیمته
گفتم ترارات چند میشه گفت دو هزار سه هزار گفتم دروغ میگی تو ترازت بالایه هفت هزاره
گفت نه و خندید یکم باهاش حرف زدم حالم جا که امد راه افتادم امدم خونه
مطمئما ترارش بالایه 6200 تو کنکورایه سال قبل کسانی با این تراز رتبشون زیر 2000 میشده
نمیدونم چرا بهم دروغ گفت ولی از دروغش خوشم امد
دروغش دروغ بود ولی بویه ادمیت میداد
بویی که این روزا حرفایه راستم دیگه نمیده
امیدوارم با هم شهید بهشتی قبول بشیم
تو باغ تنهایی داشت دیوونم میکرد اساسامو جمع کردم امدم خونه درس بخونم
پشته اتاقی که درس میخونم یکی از شلوغ ترین خیابونایه شهرمونه طوری که دو تا خط واحد ازش عبور میکنند
و جلویه اتاقم خانوادن که مشالله بهشون خیابون ارومتره تا اینا
از اینا که بگذریم اتاق دو تا در داره یکی به حیاط یکی هم به نشیمن مادرم همینطور در حیاط رو باز میذاشت تا هوا عوض بشه چند بار گفتم نکن نکن
نمیدونم کی گربه امده تو اتاق دستشویی کرده یه بو گندی میاد که خفم کرده اصلا سر درد گرفتم به احتمال زیاد تو این هفته یه روز باید بریم پایه چاه چیز بشوریم
تو اون هفته صدام زده بیا این سیب زمینیا رو سرخ کن ما از پا درس بلند شدیم اینارو سرخ کردیم بعد گفته خودت بشین بخور نمیدونم کدوم روزیه شنیدم گفتی سیب زمینی سرخ کرده دلم میخواد :/
اخه مادر من درس دارررررررررررم
یعنی با این محبت کردناش بیشتر منو میسوزونه
کاش محبت نمیکرد والله کمبود محبت نمیگرفتم
بنده خدا تقصیرم نداره سنش زیاده نمیتونه درک کنه
کاش یه دانشگاه دور قبول بشم برم از این وضع راحت بشم
قبلا به خودم میگفتم اگه تو این شرایط به جایی برسی هنر کردی وگرنه همه تو شرایط خوب موفق میشند
الان دیگه هرکار میکنم این نظریه نمیتونه توجیهم کنه
دیگه اصلا دلم نمیخواد هنر کنم
دیوونگی نکن
چیزی نمونده تا با هم یکی بشیم
دیوونگی نکن
بعد از جدا شد دلخوش به کی بشیم
دیوونگی نکن
حرفامو گفتمو حرفی نمیزنی
دیوونگی نکن
من عاشق توام تو عاشق منی
......
اهنگ جدید استاد معین توصیه میکنم حتما گوشش کنید
نمیدانم ادم ها با خبر هایه خوبشان چکار میکنند .من خبر خوب که میشنوم فهرست شماره هایه گوشیم را زیر رو میکنم اسم هایه همه اقوام و اشنایان را می آورم تویه سرم به تک تک اعضایه خانواده فکر میکنم .من حتی غریبه هایه تویه خیابان را موشکافانه بررسی میکنم اما کسی را پیدا نمیکنم که مثل خودم از شنیدن ان خبر خوشحال بشود
این طوری میشود که خبر خوب میماند تویه دلم
انقدری میماند که بغض میشود آنوقت بالا می آید
میرسد به گلو ؛گلویم را بدرد می اندازد و بعد باز هم می آید بالاتر و از چشم هایم میریزد بیرون
نمیدانم ادم ها با خبر هایه خوبشان چکار میکنند ولی من آنقدر انها را نگه میدارم که آخرش اشک میشوند
...........
اصلا متنو حال کردید ؟
اصلا به قیافه من میخوره از این متنا بنویسم ؟ خدا وکیلی میخوره ؟
نه که نمیخوره : ))
متن بالا رو از یه وب کپی کردم البته اجازشو گرفتم : )
بدلم نشست اخه خبر هایه خوبه منم اینطوری میشند
ادرسشو براتون میزارم برید ولی نباشه که مارو یادتون بره ها : ))
http://nikolaa.blogfa.com
.....
اینم ادرس وبه یه خانم دکتر تقریبا هر روز اپ میکنند و مطالبشونم جالبه http://lifearoundme.blog.ir
بعد خدمت یه روز رفتم اشپزخونه دیدم دارند ماهی سرخ میکنند
گفتم چرا اینطوری سرخ میکنید
گفتند پس چطوری سرخ کنیم
گفتم این طوری
اقا ما نشستیم ماهیا رو سرخ کردیم
الان هفت هشت ساله هر وقت ماهی داریم منو صدا میکنند
خلاصه اگه کاری بلدید رو نکنید که دخلتون میاد
.....
پ .ن :دوران خدمت تو اشپزخونه پادگان بودم : )