بنشینم کنارت ؛ ببافم مویت ؛ کشانم نازت  ؛ خورم غمت ؛ آه را در سینه ات خوانم ؛ غم را در چهره ات خوانم ؛ 

عشق را در چشمانت بینم ؛ عمر را در پایت گذرانم 

دل را پیشت باز کنم ؛ خود را رسوایه عالم کنم ؛ 

غرور را خاک پایت کنم ؛  ماه راه را حلقه دستت  کنم 

مرا  از تو جزهیچ نیست ؛  مرا بی تو جز هیچ نیست

هست نیست من تویی ؛دار ندار من تویی

خوب بد من تویی؛زشت زیبایم تویی

سالها با یادت زندگی کنم ؛  مرا همین بس که توانم یادت کنم 


....

سواد شعر گفتن را ندارم  

بزارید پایه دل نوشته : )

بچه که بودم اولین باری که قرار بود سوزن بزنم خوشحال بودم میخندیدم 

وقتی سوزن زدم تا خونه گریه کردم 

دیگه هم نرفتم سوزن بزنم 

حالا نقل کار بعضیا شده اصلا نمیدونند جنگ و جهاد یعنی چی ؟فقط بلدند بگند ما باید بریم بجنگیم چون ثواب داره چون پاداشش بهشته  

نه تا الان مزه از دست دادن عزیزی رو چشیدن نه جون کندن ادمارو دیدن

نمیدونند  یه بچه چقدر برا پدر مادرش عزیزه ؟ 

بیست سال بیست سال عمرشونو میزارند تا یه بچه رو بزرگ کنند با هر روز بزرگ شدنش 

خواطره دارند میدونید وقتی ازدستش میدند چه حالی میشند 

یه گل یه سال نگه میداریم وقتی خشک میشه چه حالی میشیم حالا ببیند غم فرزند با ادم چکار میکنه

میدونید  خانم یه شهید باید چند سال زندگی که میتوست با همسرش به خوبی زندگی کنه الان باید تو حسرت با یه داغ بزرگ زندگی کنه یعنی چی ؟

در بهترین حالت که از لحاظ مادیات تامین باشی وقتی میبینی

یکی داره با باباش حرف میزنه یه غمی تو دلت پر میشه که بی اختیار اشکات در میاد 

این حالیه که یه بچه شهید چند سال دیگه همش تو قلبش میاد

من نه از مرگ میترسم نه از جنگ 

من از حماقت میترسم 

حماقت که مرگ زندگی ادما رو بی ارزش میکنه

یه فامیلامون دخترشو داده بود به یه پسره که هیچی نداشت جز اخلاق و ایمان 

حالا بعد چند سال مچ پسره رو گرفتن خانم صیغه میکرده

بهش گفتن این چه کاریه ؟

گفته 

من حق دارم چهار تا زن بگیرم :/ 

خلاصه حتما با طرفتون این شرطو قید کنید که نیمه راه دلش هوس گرفتن حقاشو نکنه 

......

اب لیموهایه اسیدی 

ربع گوجه هایه رنگی 

نون هایه جوش شیرینی 

و.......

 خدا بداد این مردم برسه چند سال دیگه

قبلا فکر میکردم کار کردن سخت تر از درس خوندنه ولی الان نظرم عوض شده 

وقتی ادم شروع به انجام یه کار میکنه نهایتا شش ماه بعدش تو اون استاد میشه 

ولی درس خوندن هیچ وقت پایان نداره همینطور باید درس بخونی و تلاش کنی

.....

تا الان نشده کاریو بخوام بکنم و تا تهش نرم 

ولی این یکی دیگه داره خیلی زور میگه : ))

نمیدونم مشکل چیه 

فکر کنم برنامه ریزیم خوب نیست

..... 


رویه منبر داد میزنه افتخار میخواد مثل حسین کشته شدن 

افتخار میخواد ستو ببرند 

این جاش ته بهشته پیشه امام حسین 

پ ن :داداشه من افتخار نمیخواد بلند شو برو سویه مطمئن باش وقتی اسیر بشی با تو هم همین کارو میکنند 

پ.ن :تا الان نشده ببینم یا بشنوم یکی از حتی دور ترین فامیل هایه اقا ها  و اقا زاده ها برسه جنگ چه برسه خودشون برند 

کشته شدن اگه واسه بقیه شیرینه واسه اینا مطمئنا نیست