چقدر هوا خوبه اگه زن داشتم  دستشو میگرفتم میرفتم کلی شب گردی پیاده روی :)

دیشب خواب دیدم یه نفر به مغزم شلیک کرد درجا کشته شدم  روحم تو جسمم هر هر کاری میکرد بدنم تکون نمیخورد حس جالبی داشتم وصف نکردنی بود اینکه همه مسئولیت ها کارها و..... رها میکنیو میری 

اینکه هر کاری میکنی بدنت تکون نمیخوره 

و.... 

همه اینها جمع شد یه حس جالب اکنده از غمی بهم دست داده بود  هی میگفتم یعنی بعد من کی کارامو میکنه  

و بدتر از این چطوری از این جسم این دنیا دل بکنم 

هعی میگفتم یعنی تموم شد یعنی من مردم یعنی هیچ کاری دیگه نمیتونم بکنم و.....

اصلا یه وضعی حالا نصیب هممون میشه تو بیداری تجربش میکنیم:)

صبح پا شدم تعبیرشو دیدم نوشته بود عمر طولانی :)

عجیب دلم خوشه دلیلشو نمیدونم ولی دلم خوشه 

امشب میخوام پیاده از کارگاه برم خونه :)

جاتون خالی :)

چنو سال پیش وقتی میخواستم تویه فیس عضو بشم اصلا برام مهم نبود که تاریخ تولدمو کی میزنم 

ولی الان که تقریبا همه دوستامو اد کردم اوضاع کمی فرق کرده :))

انروز ما همین طوری یه روز تولد زدیم کارمون راه بیافته که تاریخ شمسی اونروز برابر با امروز :)

از صبح برام کلی اس ام اس پیام تبریک امده 

خلاصه ما رسما امسال دو تا تولد داشتیم :)

دیروز رفتم جایی کار داشتم  مسئولش گفت کد ملی باباتو بیار 

حالا بابا من اونوقتی که فوت کرد اصلا کارت ملی نبود چه برسه کد ملی 

پرسون پرسون رفتم ثبت اسناد کد ملی بابا مو بگیرم کلی تو صف ایستادم تا نوبتم شد وقتی نوبتم شد مسئولش پا شد رفت  یه ربع گذشت دیگه داشت اعصابم خورد میشد که امد شماره رو داد وقتی داشتم بر میگشتم کارگاه تو راه برادران خدمتکار نیرویه انتظامی  موتورمو گرفتند  خلاصه تا ظهر دستم بند بود تا موتو رو ازاد کردم  50تومنم جریمه دادم بعد ظهری که رفتم اونجا جایه فرد قبلی یه نفر دیکه بود مدارکو که بهش دادم گفت کد ملی باباتو نیاز نداریم !!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی اصلا دهنم باز نشد بهش چیزی بگم

......

فایل صوتی داستان عشق لیلیو مجنون گوش کردم خیلی زیبا بود ولی اخرش خیلی غمگین تموم شد 

داشت اشکم در میامد 

به نظرتون من براچی به قول قدیمیا اشکم در مشکمه ؟:))

.......

اینم حسن ختام امشب ما :)


دگر شو شد کهٖ مو جانم بسوزد


گریبان  تا  بدامانم  بسوزد 


برای  کفر  زلفت  ای  پری رخ 


همی  ترسم  که  ایمانم  بسوزد


باباطاهر