دوستم از دانشگاه امده :)
امشب با هم رفتیم باغ باز جاتون خالی خیلی خوش گذشت
داشت اب میریخت رو دستم ظرفا رو بشورم وقتی کارمون تموم شد کفتم اب بریز وضومو بگیرم گفت نمیشه باید خودت برا خودت بریزی وگرنه وضوت باطل میشه مسافرتم که رفته بودیم برا نماز صبح بیدارم کرد
اول بگم تف تو ریا :دی
دوم بگم خوشحالم یادتونه نوشته بودم عقایدمو مسخره میکنه حالا رفتارش خیلی تغیر کرده بود پخته تر عمل میکرد و اینکه فکر میکنم رفتار منم روش تاثیر داشته البته در حد فکره :دی
ولی در کل خوشحالم :)
تعریف میکرد چند روز پیش اقایه رئیس جمهور رفته دانشگاهشون برا سخنرانی موقع سخنرانی این بسیجی یهایه..........(سانسور شد) شعار میداد مرگ بر فتنه گر و....
شعورشون در همین حده؟
با تعجب ازش پرسیدم دانشجو دانشگاه شریف بودند گفت نه همشون دانشجو مهمانم بودند واقعا براشون متاسفم تا وقتی همچین ابله هایی باشنند روزگار ما همینه
من پارسال رفتم تهران پیشه دوستم وضعیت خوابگاهشون در حد خونه بابا بزرگم بود شاید بدتر اصلا ادم از زندگی نا امید میشد تو این خوابگاه
تعریف میکرد وسایل اندازه گیری نداریم بعضی وقتها اساتید با بوجه خودشون تجهیزات میخرند
8واقعا جایه تاسف داره که میشه گفت علمی ترین دانشگاه ما وضعش اینه اونوقت اگه شما یه سر به حوزه هایه علمیه بزنین شک میکنید وارد هتل چند ستاره شدید یا حوزه
همه چیز براشون فراهمه تا از نظر جنسیم نیازشون رفع میشه بهشون هزینه کمک تحصیلی داده میشه!
بلاد کفر علم تکنولوژی صادر میکنند برایه رفاه حال دنیایه مردم
ماهم قراره اخوند صادر کنیم برایه سعادت اخروی
بگذریم که دنیامونو جهنم کردند تا وارد بهشتمون کنند
به نظرتون ایزد از کار ما خوشش میاد یادبلاد کفر؟
به نظرتون تاثیر اینکه در جهان بگویند مخترعان مسلمان با اختراع خودشون دنیا را به تعجب انداختند تبلیغش برا اسلام بیشتره یا کار اینا؟
پ.ن با وضع که داریم پیش میریم تا چند سال اینده فکر نکنم چیزی از اسلام بماند جز برایه ریاکاری جز برایه مقاصد شخصی
این پستم یکم طولانی شد ببخشید
......
خدایا کمکم کن جز برایه تو قدمی بر ندارم
امروز صبح با چند تا همکارا رفتیم کوه بعد یه ساعت کوه نوردی رسیدیم به یه چشمه ابش کم بود ولی جاری بود واقعا لذت بخش بود خیلی با صفا بود جاتون خالی دیگه صبحانه رو خوردیم یکم موندیم برگشتیم خیلی خوش گذشت جاتون خالی
شبی دوساعت کتاب خونه میرم از زبان شروع کردم شبی دوساعت زبان میخونم به شش شب یه خودکار تموم کردم :) مصرف بالاست
شبا ساعت یازه میام خونه همه خوابند من میام از خواب میپرند :(
موندم اینا چطور اینقدر میتونند بخوابند ظهرا دو ساعت شبها 10تا8صبح اصن یه وضی
دیگه اینکه چند روزه میخواستم برم ارایشگاه نرسیدم موهایه صورتمم رشد کرده اصن مثل جنگلیا شدم :)
خب دیگه هم خبری نیست پجز سلامتی
دوستون دارم
فعلا:)
صبح چند روز قبل اربعین دوتا خانم امدند در خونمون من رفتم دمه در با مامانم کار داشتند چون خواب بود گفتم نیستش یکیشون گفت نذر دارم اقایه فلانی رو بیارم هر جا روضه هست یک روز نیم ساعت چهل دقیقه سخنرانی کنند مردم خسته شدند از این حرفایه تکراری من شماره مامانمو دادم گفتم من در جریان کارا نیستم با مادرم هماهنگ کنید البته همون موقع که اسم طرفو گفت فهمیدم نیتشون چیه ولی از چیزی که تو ذهنم بود به مادرم نگفتم ظهر که امدم خونه از مادرم قضیه رو جویا شدم گفت تماس گرفتند از حرف هایه اون خانم فهمیده بود که ایشون میخواند برا انتخابات مجلس کاندید بشند و هدفشون چیزه دیگریه برا همینمون عذرشونو خواسته بود به من گفت اگهنیتشون خالص بود حتما براشون وقت خالی میذاشتم
کیا چطور میخواند برند مجلس :/
........
خدایا برا تو که کار نداره یه خانم خوبم قسمت ما بکن :)